Kurdish religion dates back thousands of years. The Kurdish people have historically inhabited parts of the fertile crescent, an area where the three major Abrahamic or Semitic religions of Judaism, Christianity and Islam are widely recognized to have been founded.

Kurdish Religions

The most widely practiced Kurdish religion is Islam. According to a 2011 study conducted by the Pew Research Center, nearly all (98%) Kurds identified as Sunni Muslim, while the other 2% identified as Shiite Muslims. The study noted that a small minority identified as neither Sunni nor Shiite. These Kurds prescribe to a number of religions, including a small percent who practice Christianity and Judaism, and speak Aramaic, the language that many scholars belive to have been spoken by Jesus Christ. Other religions in Kurdistan include Judaism, Babaism, Yezidism, and Yazdanism, which includes sects such as Yarsanism, and Alevism.]

Religious Tolerance

Despite various religious fundamentalist groups in the region, Kurdish people, and Kurdish Muslims in particular, are widely recognized to be one of the few cultures in the Middle East that practice religious tolerance. In a move of religious tolerance and equality, the Kurdish Regional Government (KRG), refused to accept teachers form the Central Iraqi Government in and declared that Kurdish schools would be religiously neutral

The KRG admits that its religious tolerance stems from a long history of suffering at the hands of “Islamic brothers.” Both their suffering, as well as their rich history have made Kurds particularly welcoming of other religions. The Kurdish people are not Arabs, but rather historically identify with the Medes, an ancient people described in the Bible. In fact, most Kurds were Christians long before they began converting to Islam in the sixth century.

Jewish Kurds

After WWII, when Israel became a nation and the Kurdish Jews left Kurdistan, many stories have been told about Muslim neighbors weeping over the loss of their Jewish neighbors and maintaining synagogues, in some cases for decades, in honor of their friends.

A hallmark of the Kurdish culture, religious tolerance sets Kurdistan apart from its Arab and Muslim neighbors. You can read more about Kurdistan’s various religious histories in the following pages.

[ بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۵ ] [ ] [ ماردین وزیری ]
حتی اگر کردستان،آنگونه که زمانی تصور می شد، دارای آن نیروی عظیم هیدروکربن نباشد، هنوز هم تولید قابل توجهی خواهد داشت، البته شاید به آن میزانی نباشد که کردها انتظار داشتند. شاید آنها هرگز به "ابوظبی درون کوه ها" تبدیل نشوند و بنابراین بایستی رویکردهای سیاسی و اقتصادی خود را در مسیری متفاوت و عملی تر تغییر دهند.  

وضعیت نظامی کردها رو به بهبود است

هر جزء از تحولات دولت منطقه ای کردستان درست همانند تحولات بغداد پیچیده است. در حوزه نظامی، نیروهای پیشمرگه از رشد همسانی همانند موفقیت عراقی ها برخوردارند. در حال حاضر هر گونه حمله ی داعش به طور مرتب و با گرفتن تلفات سنگین از آنها پاسخ داده می شود و کردها تا زمانی که از پشتیبانی آتش آمریکا برخوردار هستند در حفظ موقعیت خود مشکلی ندارند. حملات محدود کردها نیز به طور روز افزون با موفقیت همراه بوده است و تا زمانی که آنها از حمایت نیروی هوایی آمریکا و پشتیبانی، فرماندهی و کنترل و کمک های دیگر نیروهای عملیات ویژه (SOF) برخوردار باشند، این موفقیت ها ادامه خواهد داشت. درست همانند عراقی ها؛ پیشمرگه ها قابلیت های نظامی قدرت های جهانی ندارند اما کارآیی آنها رو به رشد است.

نیروهای پیشمرگه به همان میزان آموزشی که نیروهای عراقی از نیروهای ائتلاف به رهبری ایالات متحده برای مقابله با داعش دریافت کرده اند دسترسی نداشته اند اما کردها حداقل می توانند ادعا کنند که تشکیلات خاص حزبی آنها از سطوح بالاتری از روحیه و انسجام نسبت به تشکیلات عراقی ها برخوردار بوده است. (ائتلاف مشخص کرده است که تنها تشکل های یکپارچه از نیروهای پیشمرگه را آموزش می دهد و نه اینکه نیروی یکی از احزاب را آموزش داده تا به طور بالقوه به مقابله با نیروی حزب دیگر بپردازد.) کردها همچنان معترضند که بغداد مانع رسیدن سلاح به آنهاست اما مقامات آمریکایی اصرار دارند که چنین کارشکنی در کار نیست و کردها هر انچه که به آنها وعده داده شده است را دریافت کرده اند، هر چند که این میزان همان چیزی نباشد که کردها می خواهند (و به استدلال من، منطقا به آن نیاز دارند).

در واقع، با توجه به وسعت جبهه ای که کردها از آن دفاع می کنند و توانایی داعش در بکار گیری وسایل نقلیه انتحاری زره ​​پوش بزرگ، کردها هنوز تعداد بسیار اندکی موشک انداز هدایت شونده ضد تانک میلان، تعداد بسیار کمی وسایل نقلیه مقاوم در برابر بمب گذاری، توپخانه و یا دیگر وسایل نقلیه زرهی در اختیار دارند. این شرایط پیشمرگه را به ​​شدت به نیروی هوایی ائتلاف وابسته می کند و این وابستگی تا زمانی که نیرو های ائتلاف در دسترس باشند مشکلی ایجاد نمی کند. نیروهای ائتلاف تا کنون و به طور مداوم در دسترس بوده اند، اما عملیات پیشرو برای آزادی موصل بسیار پیچیده و سخت خواهد بود و این احتمال نیز وجود دارد که اوضاع از کنترل خارج شود. فراهم کردن سلاح های سنگین مازاد برای کردها این خطر را حتی اگر چندان نباشد، کاهش می دهد.

بن بست سیاسی، سبک کردی

مشکلات در جنوب به شدت با عرصۀ سیاسی و اقتصادی مرتبط می باشد. با در نظر گرفتن شکست سیاسی عراق، سیاست کردها نیز روبه نابودی است. به نظر می رسد که رابطۀ مستحکم و  کارساز میان حزب دمکرات کردستان (KDP) و حزب اتحاد میهنی کردستان (PUK) که پس از جنگ داخلی سال 1996 شکل گرفت در معرض خطر شکستی دوباره باشد. بسیاری از اعضای حزب اتحادیه میهنی به طور آشکار خشنودی خود را از مشکلات حزب دموکرات کردستان ابراز می کنند و در بسیاری از مسائل مهم در کنار جنبش تغییر و بر علیه حزب دموکرات کردستان موضع می گیرند. حزب دموکرات کردستان و حزب جنبش تغییر هر دو در یک تنگنا گیر افتاده اند. در حالی که جنبش تغییر، حزب دموکرات کردستان را به حاکمیت غیر قانونی و دیکتاتوری متهم می کند و حزب دموکرات کردستان نیز جنبش تغییر را اخلال گرانی می داند که فاقد هرگونه دستور کار عملی می باشند.

شکافی که پاییز گذشته (زمانی که اعضای جنبش تغییر به چندین پایگاه حزب دمکرات کردستان حمله کردند و حزب دموکرات کردستان نیز در مقابل مانع ورود رئیس مجلس که از اعضای جنبش تغییر است به اربیل شد) بین آنان ایجاد شد هنوز بهبود نیافته است. عناصر عملی در همه طرف ها به دنبال راه هایی جهت پیشبرد این مسئله هستند و برخی از برنامه های معقول نیز ارائه شده اند اما اعمال آن ها بسیار دشوار بوده است. به ویژه این که گفته می شود نوشیروان مصطفی رئیس جنبش تغییر در تبعید خودخواسته در لندن به سر می برد، از دیدن هر کسی و یا انجام هر کاری امتناع می ورزد. در غیاب وی مقامات حزب جنبش تغییر نمی توانند به کارهای خود ادامه دهند و عملا متحد نشده و پیشنهادهای حزب دموکرات کردستان، از جمله پیشنهادات مسعود بارزانی را نپذیرفته اند.

علاوه بر این، شکاف های موجود در هر یک از احزاب نیز عمیق شده اند. در درون حزب دموکرات کردستان، دو کمپ رقیب در حال مبارزه برای دفاع از روح این حزب هستند. در یک طرف کسانی هستند که تمایل دارند این حزب سریعا به سوی استقلال حرکت کند. آنها معتقدند که ترکیه از این حرکت حمایت خواهد کرد و  دولت جدید با فروش نفت با نرخ بین المللی، پرداخت بدهی ها ، خرید سلاح به طور مستقیم و کنترل سیاست های پولی خود اکثر و یا کل مشکلات کردستان را حل و فصل خواهد کرد. در مقابل این، گروه رقیبی وجود دارد که نگران است این استقلال حکومت اقلیم کردستان را بیش از حد به ترکیه وابسته کند و در حالی که دولت کردی از قدرت قانونی برای انجام تمام این کارها برخوردار خواهد بود در عمل قادر به انجام این کار ها نخواهد بود. در عوض، آنها طرفدار یک فرایند آگاهانه تر 5 تا 10 ساله به سوی استقلال هستند که در طی آن،  مذاکرات دوجانبه می تواند موضوعات پیچیده مانند وضعیت کرکوک و مرز بین عراق و دولت جدید کردی را حل و فصل کند. در عین حال، این گروه معتقد است که آشتی با بغداد برای کردها حائز اهمیت است حتی اکر تنها با هدف بهبود شرایط مالی آن ها صورت گیرد.

اتحادیه میهنی کردستان نیز به نوبه خود هنوز قادر به رسیدن به ثبات و واکنشی موثر در قبال  مشکل از دست دادن جلال طالبانی بنیانگذار این حزب (و رئیس جمهور سابق عراق) به دلیل بیماری نیست. هیرو ابراهیم احمد (یا هیرو خان) همسر طالبانی، برهم صالح، نخست وزیر سابق اقلیم کردستان، کوسرت رسول علی معاون رئیس اقلیم کردستان، و دیگر رهبران ارشد حزب اتحادیۀ میهنی همه در حال مبارزه بر سر قدرت هستند تا این که یا به عنوان رهبر بلامنازع حزب اتحادیۀ میهنی جانشین طالبانی شوند و یا این که در شرایط تقسیم قدرت به جایگاه برتری دست یابند. در حال حاضر به نظر می رسد که هیرو خان می رود که به آرامی به حایگاه قدرت برسد اما این فرایندی طولانی است و وی هنوز نتوانسته است (یا به گفتۀ منتقدانش تمایل نداشته است ) که رهبری قاطی از خود نشان دهد. این سبب می شود که حزب اتحادیل میهنی بتواند برای حزب دموکرات کردستان مشکلاتی ایجاد کند اما قادر به پیشبرد یک دستور کار منسجم از جانب خود نبوده است و این مسئله برای هر دو طرف آزار دهنده است.

از نظر من تنگنایی که کردها در حال حاضر گرفتار آن هستند بسیار  پیچیده است چرا که حتی بهترین و با ذکاوت ترین افراد در  میان آنها نیز نمی توانند طرحی واضحی برای خروج از این بن بست سیاسی ارائه دهند. ارائۀ چنین طرحی نیازمند مذاکرات دشوار، تمایل قابل توجه به چشم پوشی از اختلافات گذشته و مقدار زیادی خوش اقبالی می باشد. 

نفت و استقلال

در میان اختلافات داخلی و بحران اقتصادی، بسیاری از مقامات ارشد کرد نشان دادند که بعید می دانند کردها بتوانند در سال جاری اعلام استقلال کنند. در واقع، تعداد قابل توجهی از آنان اظهار داشتند که بعید است کردها حتی بتوانند یک رفراندوم بر سر استقلال را که حکومت اقلیم کردستان امیدوار بود پاییز امسال نزدیک زمان انتخابات ایالات متحده آن را به انجام برساند، برگزار کنند. کسانی که شک دارند حکومت اقلیم کردستان قادر به انجام این کار باشد همگی  استدلال می کنند که برگزاری یک همه پرسی برای حکومت اقلیم کردستان با مشکلات اقتصادی موجود بسیار پرهزینه خواهد بود. برخی نیز پیشنهاد داده اند که با توجه به گستردگی اختلافات و دشمنی میان کردها، رفراندوم فرضی در مورد استقلال می تواند به یک رفراندوم واقعی در رابطه با رهبری حزب دموکرات کردستان مبدل شود که می تواند ثابت کند که هردوی این موارد برای استقلال کردستان فاجعه آمیز باشند و  ثبات کردستان را به خطر بیاندازند.

در نتیجه، ممکن است کردها در مقابل یک معاملۀ نفتی جدید بغداد را انتخاب کنند. اگر استقلال بیش از این دور از انتظار  شود کردها باید راه دیگری برای مقابله با شرایط مالی خود پیدا کنند که به مراتب از وضعیت بغداد متزلزل تر است زیرا کردها قادر به کنترل سیاست های پولی خود، پرداخت بدهی ها و انجام اقدامات دیگر که در اختیار کشورهای مستقل می باشد نیستند. کردها ماه هاست که حقوق و دستمزد بخش عمومی خود را  پرداخت نکرده اند و حتی نیروهای پلیس نیز در اعتراض به این مسئله دست به اعتصاب زده اند. انعقاد قرارداد جدیدی با بغداد به کردها اجازه می دهد که نفت خود را به نرخ بازار به فروش برسانند (آنها در حال حاضر باید جهت متقاعد کردن خریداران به پذیرش این ریسک قانونی که عراق ممکن است آنها را به دادگاه بکشد نفت خود را با تخفیف بفروشند). چنین قراردادی همچنین به کردها اجازه خواهد دارد که به سهم خود از صندوق بین المللی پول و بسته های کمک خارجی دست یابند که نیاز اربیل به آن ها حتی از بغداد هم بیشتر است. در واقع، کردها چنان به انعقاد قراردادی جدید تمایل دارند که حتی سخت گیرترین رهبران آنها نیز در حال حاضر به جای درخواست 17 درصد از بودجه فدرال  که در توافقات قبلی خود از آن سخن گفته بودند، در مورد پذیرش 17 درصد از  درآمد واقعی کلی نفت عراق ( یعنی فروش نفت کردستان و عراق با هم ) صحبت می کنند.

جای تعجب نیست که تمایل تازۀ کردها به انعقاد قراردی جدید با بی میلی ناگهانی عراق مواجهه شده است. به نظر می رسد که بغداد دریافته است که در حال حاضر شلاق را در مذاکرات در دارد و به هیچ وجه عجله ای ندارد. کردها دارند بیشتر از عراقی ها صدمه می بینند امید عراق به دسترسی به مبالغ بزرگ بیش از کردهاست. هم ایالات متحده و هم صندوق بین المللی پول اعلام کرده اند که حدود 17 درصد از کمک های آنان به کردها تعلق خواهد گرفت اما بدون توافق جدیدی در مورد سهم نفت، مشخص نیست که آیا بغداد باید از نظر قانونی از این مسئله پیروی کند و یا  اهدا کنندگان می توانند بغداد را دور بزنند و پول به طور مستقیم به حکومت اقلیم کردستان بدهند. توافق نظر گسترده ای بر سر این مسئله وجود دارد که با امضای یک قرارداد جدید دیگر نیازی به تصمیم گیری همه بر سر کل این موارد نخواهد بود و بهتر است  قبل از پرداخت پول به این مسائل رسیدگی شود. اما به نظر می رسد بسیاری در بغداد یا از روی غرض یا جهت رسیدن به قراردادی بهتر خواستار  درگیری و گرفتاری کردها در این معضلات و پیچیدگی ها  باشند.

یکی از پیشرفت های مثبت کردها موافقت ایالات متحده با ارائه بودجه نظامی جهت پرداخت بسیاری از مهم ترین هزینه های نیروی پیشمرگه از جمله مواد غذایی، تجهیزات پزشکی و دیگر نیازهای آنان بوده است که معادل ده ها میلیون دلار در ماه می باشد. این یک ترقی بزرگ برای کردها به شمار می آید و به خودی خود مشکل کسری بودجۀ کردها را تا حد قابل توجهی کاهش خواهد داد. این مسئله همچنین سبب شده است که ایالات متحده آمریکا بتواند فشار بیشتری بر عملیات نظامی کردها اعمال کند که با نزدیک شدن نبرد موصل اهمیت بیشتری می یابد. موصل که در شمال دجله واقع شده یک شهر کردنشین است، البته علاوه بر کردنشین بودن شهر مهم حزب دمکرات کردستان نیز به شمار می آید. از سوی دیگر کرکوک شهری است که به شدت وابسته به حزب اتحادیۀ میهنی است. بسیاری در حزب دمکرات کردستان می ترسند که زمانی که کرکوک در نهایت به حکومت اقلیم کردستان متصل شود، تعادل سیاسی و جمعیتی این منظقه را به نفع حزب اتحادیۀ میهنی تغییر دهد. بنابراین، گمانه زنی های گسترده حاکی از این است که حکومت اقلیم کردستان ممکن است در قبال آزادسازی موصل، مدعی نیمۀ کردنشین این شهر شود تا تعادل فعلی موجود را در بین احزاب کرد حفظ کند. ایالات متحده از این چشم انداز مطلع است و سفارت و رهبری نظامی آمریکا هر دو خواستار به حداکثر رساندن توانایی تاثیر خود بر اقدامات کردها در طول روند آزادسازی موصل هستند.

اقتصاد اقلیم کردستان

بحران مالی در اقلیم کردستان بسیار بیشتر از بغداد، اصلاحات واقعی اقتصادی را در این اقلیم ترویج داده و امکان پذیر می سازد.  نخست وزیر نیچروان بارزانی و قباد طالبانی معاون نخست وزیر اصلاحات بسیاری را اعمال کرده اند و در حال تلاش جهت پیاده سازی اصلاحات دیگر می باشند. آنها حقوق مدیران دولتی کاهش داده اند (اعم از کاهش 15 درصدی حقوق های پایین تر و  کاهش 75 درصد حقوق های بالاتر). آنها از قیمت های پایین نفت جهت حذف یارانۀ بنزین استفاده کرده اند. بودجه بانک جهانی را بدست آوردند تا بتوانند مجددا سرمایۀ لازم برای شبکه برق را فراهم کنند (که می تواند 40 درصد از هزینه های تولید برق داخلی آن را کاهش دهد) و در پی نصب کنتورهای برق هستند تا بتوانند در آینده نزدیک برق مصرفی شهروندان خود را تامین کنند. آنها برنامه ریزی کرده اند تا خصوصی سازی تامین کنندگان برق را آغاز کنند و نیروگاه های خود را به گاز طبیعی ( که قرار است از طریق صنعت نوپای گاز کردستان عرضه شود) تغییر دهند.

آنها همچنین یک وزیر سابق دارایی لبنان را آورده اند تا به بازسازی اساسی وزارت دارائی بپردازد چراکه معتقدند هیچ کردی به کرد دیگر  اعتماد لازم جهت انجام این کار را ندارد. در اقدامی مشابه و  حتی گسترده تر از دولت بریتانیا خواسته اند که جهت شناسایی و از بین بردن فساد،  با کمک شرکت حسابداری دیلویت به حسابرسی جامع وزارت منابع طبیعی اقلیم کردستان (وزارت نفت) بپردازد. (نخست وزیر کردستان با صداقت قابل تحسینی به ما گفت: « ببینید من می دانم که ما خود هر کاری هم بکنیم باز مردم گمان می کنند که ما در رابطه با وزارت نفت با آن ها شفاف نیستیم .» از این رو تصمیم گرفته اند که از شرکت های دیلویت و برتز بخواهند که این کار را برای آنان انجام دهند.

علاوه بر این، نخست وزیر بارزانی و طالبانی معاون نخست وزیر در تلاش جهت پیشبرد اصلاحات مهم دیگری هستند از جمله کاهش دستمزدهای بالا در بخش عمومی، ملزم ساختن کارمندان دولت به ثبت نام در یک پایگاه داده های بیومتریک برای از بین بردن کارمندان سایه و لیست های طولانی حقوق بگیران، و راه اندازی وب سایت های جدید دولتی برای فعال کردن معاملات "دولت الکترونیک"  که هم نیاز به بسیاری از کارمندان فعلی دولت را از میان خواهد برداشت و هم نیاز کنونی را جهت انجام تمام امور از طریق سیستم فاسد فرد به فرد موجود بر می دارد. در صورتی  که این اصلاحات با طرح های پیشنهادی جدید در آموزش و پرورش، تعلیم کارگران، قوانین سرمایه گذاری و حوزه های دیگر همراه شود، می تواند تاثیر بسیار زیادی بر قدرت اقتصادی کردستان خواهد داشت.

حتی اگر کردستان اکنون از تولیدکنندگان مهم  هیدروکربن به شمار نمی آید، زمانی تصور می شد که این گونه باشد و هنوز هم تولید قابل توجهی خواهد داشت.

با این حال، نقطه ضعف بخش اقتصادی اقلیم کردستان این است که صنعت نفت این اقلیم با چشم انداز مبهم مواجه است و به نظر می رسد رهبری در اربیل هنوز حاضر به اذعان به این واقعیت نیست. * به عبارت ساده، شرکت های بزرگ نفتی بین المللی منابع هیدروکربنی ای که انتظار داشتند پیدا کنند را نمی یابند. تعداد چاه حفر شده که بازده واقعی به همراه داشته اند به مراتب کمتر از انتظار است. این وضعیت به خودی خود تب و تاب شرکت های نفتی بین المللی برای فعالیت در کردستان را کاهش داده است. اگر این شرایط را در کنار ناتوانی حکومت اقلیم کردستان در بازپرداخت وام شرکت های نفتی به دلیل بحران مالی توسعه یافته اربیل به اقلیم داده بودند قرار دهیم درنتیجه می بینیم که تغییر عمده ای در علاقه شرکت های نفتی به کردستان ایجاد شد. با این حال رهبران کرد هنوز هم تا حد زیادی بر مشکلات مالی خود متمرکز هستند و به نظر نمی رسد بسیاری از آنها با این درک گسترده که اقلیم ذخایر هیدروکربن جدیدی ندارد همراه باشند.

همه این موارد بر اهمیت برنامه اصلاحات کردها تاکید دارند. حتی اگر کردستان،آنگونه که زمانی تصور می شد، آن نیروی عظیم هیدروکربن نباشد، هنوز هم تولید قابل توجهی خواهد داشت، البته شاید به آن میزانی نباشد که کردها انتظار داشتند. شاید آنها هرگز به "ابوظبی درون کوه ها" تبدیل نشوند و بنابراین بایستی رویکردهای سیاسی و اقتصادی خود را در مسیری متفاوت و عملی تر تغییر دهند. برنامه اصلاحات آنها چشم اندازی واقعی ایجاد می کند و آنها دست به همین اقدام خواهند زد و با این کار شالوده اقتصادی محکمی را برای استقلال در نقطه ای در دهه ی آینده ایجاد خواهند کرد. درست مثل همیشه در خاورمیانه، سوال این است که آیا پس از گذر از بحران فوری اصلاحات ادامه خواهد داشت یا خیر. 

منبع: موسسه بروکینز

[ بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۵ ] [ ] [ ماردین وزیری ]
«صلاح الدین دمیرتاش» رئیس مشترک حزب دموکراتیک خلقها در اظهاراتی عنوان کرد: جوانان کرد برای مقابله با دستورات کشتار آنکارا در شرق و جنوب شرق ترکیه دست به ساخت سنگر و حفر خندق زده‌اند. حکومت با توسل به اینکه کردها خندق حفر کرده‌اند و سنگر ساخته‌اند قتل عام به راه انداخته است. این مردم برای جلوگیری از قتل عام شما است که دست به این کار زده‌اند. وی در ادامه اظهارات خود تصریح کرد: کردهایی که در این درگیری‌ها کشته شده‌اند تنها به این خاطر به قتل رسیده‌اند که خواستار زندگی با افتخار و آزادنه در سرزمینهای مادری خود بوده‌اند. این گونه مردن یک نوع غرور است و مردمان کرد صاحب اصلی این غرور و افتخارند. ما از حزب عدالت و توسعه هیچوقت مرحمت طلب نکرده‌ایم و نخواهیم کرد. ما باید در مقابل فاشیسم مقاومت کنیم. زیرا در مقابل ما اندیشه‌ای وجود دارد که وجدان، اخلاق و حقوق نمی‌شناسد. دمیرتاش در ادامه اظهارات خود ضمن اشاره به اینکه اگر می‌خواهید بدانید ترور یعنی چه؟! شما را به سور و جزیره دعوت می‌کنیم، سخنان خود را اینگونه ادامه داد: تمام جهان اگر می‌خواهد بداند ترور چیست به سور و جزیره بیاید. حزب عدالت و توسعه هم در داخل ترکیه و هم در خارج ترور را هدایت می‌کند. زمانی که به سخنان «احمد داوود اوغلو» در خصوص حلب و اعزاز سوریه نگاه می‌کنیم حمایت‌های حکومت ترکیه از داعش را متوجه خواهیم شد. «اعزاز سقوط نخواهد کرد» عبارتی است که نخست وزیر ترکیه بر آن تاکید می‌کند. چه کسانی در اعزاز هستند؟ جبهه النصره، احرار الشام و گروه های وابسته به داعش. این سیاست غیر از حمایت آشکار از ترور چه می‌تواند باشد؟ HDP تروریست است، روشنفکران تروریست هستند، هنرمندان تروریست هستند، PYD تروریست است. این در حالی است که بزرگترین تولید کننده تروریسم، حزب عدالت و توسعه است. وی افزود: حزب عدالت و توسعه، زمانی که داعش مقبره شاه سلیمان را بمباران می‌کرد از صالح مسلم خواهش کرده و در انتقال مقبره با YPG همکاری کرد. همان PYD که اکنون گروه تروریستی می‌نامید بارها در آنکارا با سران آن دیدار کرده‌اید. این در حالی است که PYD حتی یک گلوله هم به سمت ترکیه شلیک نکرده است. ولی متاسفانه حزب عدالت و توسعه اکنون به عنوان شاخه سیاسی داعش عمل می‌کند.

[ بیست و سوم فروردین ۱۳۹۵ ] [ ] [ ماردین وزیری ]
اهمیتی ندارد که تحریمهای ایران یکدفعه و یا به صورت پلکانی برداشته می‌شوند، اینکه اورانیوم غنی‌شده ایران به روسیه منتقل می‌شود، اینکه بازرسی‌های سرزده انجام می‌شود، اینکه مدت زمانی برای محدودیتهای اعمال شده برای برنامه هسته‌ای ایران تعیین می‌شود یا خیر. ایران همچنان دانش فنی و زیرساختهای لازم برای غنی‌سازی اورانیوم را در اختیار دارد و دیگر خبری از رژیم تحریمها هم نیست.
 این توافق هسته‌ای تنها یک معنا دارد: دیر یا زود ایران به یک قدرت هسته‌ای مبدل می‌شود.
علت اینکه ما به این مرحله خطرناک رسیدیم اشتباهات باراک اوباما است. اوباما با شعار تغییر سیاست خارجی آمریکا رئیس جمهور شد. اوباما تلاش کرد سیاست خارجی آمریکا را که در زمان جورج بوش آسیب دیده بود با استفاده از واژگانی از قبیل چندجانبه‌گرایی، روابط دیپلماتیک و موسسات بین‌المللی بهبود بخشد و به همین خاطر دست خود را پیش دشمنان دیرینه ما دراز کرد.

از زمانیکه اوباما به حکومت رسیده است، وی به ایران ابراز علاقه کرده است، تبریک نوروز ارسال کرده است و حی با ارسال نامه‌های شخصی از مقامات ایران خواسته است تا برای بهبود شرایط منطقه دو کشور با هم همکاری داشته باشند.
در حقیقت، به خاطر علاقه اوباما، آمریکا در حال حاضر همکاری‌های منطقه‌ای و دوجانبه با ایران دارد، همکاری‌هایی که به سود ایران و به ضرر آمریکا است. در عراق آمریکا به ایران و شیعیان مورد حمیات ایران کمک می‌کند. حتی در مذاکرات در برابر هم‌پیمانان غربی خود از ایرانی‌ها حمایت می‌کند. 

می‌توان خیلی درباره انگیزه‌های اوباما از انجام این اقدامات حرف زد. به نظر می‌رسد که اوباما این ایده را که آمریکا بازیگر بدی در منطقه خاورمیانه است و قدرت نئوامپریالیستی و نئواستعمارگری آن باعث بسیاری از مشکل جهان است را قبول کرده است. بنابراین وی در تلاش است تا این افکار منفی را در سطح جهان بزداید. به همین خاطر، وی هر چند وقت یکبار به خاطر گناهان آمریکا عذرخواهی می‌کند.

بخشی از سیاست خارجی کاخ سفید بر اساس این ایده غلط بنا نهاده شده است که تمامی درگیری‌ها را می‌توان با مذاکره و بحث‌های منطقی با دشمنان حل و فصل کرد. اما مرور اگر هر دو طرف اصول مشترکی درباره صلح، تحمل، و احترام متقابل داشته باشند، مذاکرات می‌تواند باعث حل اختلافات شود. اما زمانیکه که اصول دو طرف با هم تفاوت دارد، مذاکره تنها فرصتی را در اختیار دشمنان قرار می‌دهد تا خود را قوی‌تر نمایند.

ایران هرگز نمی‌پذیرد که خود را تسلیم یک قدرت جهانی نماید. بر عکس، این کشور نفوذ خود را از سوریه تا یمن گسترش داده است و اگر این کشور به تواند به سلاح اتمی دست یابد، خواهد توانست خود را به عنوان یک هژمون در منطقه معرفی نماید. به همین دلیل،  این باور که ایران علاقمند به همکاری با آمریکا در مباحث منطقه‌ای و دو جانبه است حتماً شکست خواهد خورد. ایران قطعاً به مذاکره کردن برای وقت خریدن ادامه می‌دهد و البته به همکاری با آمریکا در مبارزه با داعش ادامه خواهد داد. اما، اقدامات 35 سال گذشته ایران نشان داده است که این کشور سرسخت‌ترین دشمن آمریکا محسوب می‌شود.
تفاوت فاحش بین منافع و عقاید آمریکا و ایران حل و فصل مناقشات از طریق مذاکره را به رویا تبدیل کرده است. تنها زور مشخص می‌کند که کدام طرف پیروز است.
منبع: مجله فرونت پیچ

[ بیست و سوم فروردین ۱۳۹۵ ] [ ] [ ماردین وزیری ]

The Kurdish people are a heterogeneous ethnic group whose ethnic background comes from many regions including Iraqi Kurdistan, and parts of Iran, Turkey, and Syria. The Kurdish ethnic group includes many ancient ethnicities that have been absorbed into modern cultures including Iranian, Azerbaijani, Turkic and Arabic cultures. In this sense, the Kurdish culture shares commonalities with many other regional cultures, and celebrates a unique level of cultural equality and tolerance.

The Struggle for Kurdish Cultural Survival

In addition to political repression, the Kurds have also experienced cultural repression.  In Turkey, Iran, Iraq and Syria, there were extensive campaigns at forced assimilation.  Kurds were forbidden to speak Kurdish in public, they had to change their names to local ethnic names if they wanted a job or to enroll their children in school. Their books, music and clothing were considered contraband and they had to hide them in their homes. If authorities searched their homes and found anything Kurdish, they could be imprisoned, and many were. In recent years, both Iran and Turkey have relaxed their systemic cultural repression, while Iraqi Kurds have achieved autonomy.

Kurdish Poetry and Song

Kurdish culture has a rich oral tradition. Most popular are epic poems called lawj, and they often tell of adventure in love or battle.

Kurdish literature first appeared in the seventh century AD.  In 1596, Sharaf Khan, Emir of Bitlis, composed a history of the Kurds in Persian called the Sharafnama. Almost one hundred years later, in 1695, a great national epic called the Memozin was written in Kurdish by Ahmed Khani.

Dengbej refers to a musician who performs traditional Kurdish folk songs. The word ‘deng’ means voice and ‘bej’ means ‘to sing.’ Dengbej are best known for their “stran,” or song of mourning.

Traditional Kurdish instruments include the flute, drums, and the ut-ut (similar to a guitar). The music of Sivan Perwar, a Kurdish pop music performer, was banned in Turkey and Iraq in the 1980s, so he left the region to live and work in Sweden.

Kurdish Craft

Carpet-weaving is by far the most significant Kurdish folk art. Kurdish rugs and carpets use medallion patterns; however, far more popular are the all-over floral, Mina Khani motifs and the “jaff” geometric patterns. The beauty of Kurdish designs are enriched by high-chroma blues, greens, saffrons as well as terracotta and burnt orange hues made richer still by the lustrous wool used.

The traditional Kurdish rug uses Kurdish symbols. It is possible to read the dreams, wishes and hopes of the rug maker from the sequence of symbols used. It is this signification and communication both individually and grouped into Kurdish rug making Kurdish people study how meaning is constructed and understood by talking with the rug maker.

Other crafts are embroidery, leather-working, and metal ornamentation. Kurds are especially known for copper-working.

Kurdish Sports

Popular sports include soccer, wrestling, hunting and shooting, and cirit, a traditional sport that involves throwing a javelin while mounted on horseback. Camel-and horse-racing are popular in rural areas.

[ بیست و سوم فروردین ۱۳۹۵ ] [ ] [ ماردین وزیری ]

  (Syria (Rojava or Western Kurdistan

 

he Kurdish region of northeastern Syria is inhabited primarily by people of Kurdish descent. It is estimated that less than 2 million Kurds live within the Kurdish region of northeastern Syria, also known as Rojava, constituting the largest ethnic minority in Syria.

The Kurdish region of Syria is also known as Rojava. Rojava is broken into three cantons. Canton in the West, Kobane Canton in the center, and Cizre Canton in the East. These three cantons are working in cooperation with many local and international players to push back the Islamic State.

Syrian Kurdistan Political Parties

 

Currently, the largest political group in the Kurdish region of Syria is the Democratic Union Party (PYD). The PYD is a Kurdish political party that was founded in 2003 as an affiliate of the Kurdistan Worker’s Party (PKK) in Turkey. Founded by Kurdish activists, the party has between 60,000 and 80,000 members. The PYD is the primary Kurdish force fighting against the Syrian Government and against the Islamic State. The military wing of the PYD includes both the People’s Protection Units (YPG) and the Women’s Protection Units (YPJ), which is, in part, famous for its all-female special unit that handles crimes of domestic violence and rape.

The second largest Kurdish political party in Syria is the Kurdish National Council (KNC). The KNC was founded under the sponsorship of the Iraqi Kurdish Regional Government (KRG) President Massoud Barzani in 2011. The KNC is an alliance of around 15 Kurdish political parties pushing for Kurdish autonomy in Syria. The KNC has intermintently been at odds with the PYD, even though the two parties are united under an alliance called the Kurdish Supreme Committee. The primary point of contention is how to accomplish Kurdish autonomy for the Kurdish regions of Syria.

Syrian Civil War

 

The Kurdish population in Syria has played a significant role in both the Syrian Civil War and the fight against the Islamic State, which began in 2012 and 2014, respectively. As of 2015, Syrian government troops have pulled out of Kurdish regions of Syria, and have left Kurdish forces in control. The future of the Kurdish region of Syria is in the hands of the KNC and the PYD, who are currently at odds over how to defeat the Islamic State and how to best govern the region.

[ بیست و سوم فروردین ۱۳۹۵ ] [ ] [ ماردین وزیری ]

بعد از به مشکل خوردن پیشروی نیروهای امنیتی ترکیه در عملیات نصیبین و کشته شدن تعداد زیادی از نیروهای امنیتی در این شهر و در درگیری با نیروهای پ.ک.ک، حکومت دست به تغییر استراتژی در نصیبین زده است، در این راستا، فرماندهی عملیات پاکسازی نصیبین از نظامیان پ.ک.ک که تا این لحظه برعهده فرمانداری ماردین بوده است از این نهاد گرفته شده و فرماندهی این عملیات را یک مقام عالی رتبه ارتش برعهده خواهد داشت. بر اساس اطلاعات به دست آمده از نصیبین، بعد از سخنان رجب طیب اردوغان،  در خصوص «هدف قرار دادن ساختمان های نصیبین از دور» درگیری ها در این شهر به بالاترین حد خود رسیده و نیروهای امنیتی برای مقابله با بمب های کار گذاشته شده در محلات با سلاح های سنگین اقدام به منهدم کردن ساختمان ها می کنند. تا این لحظه بیش از 200 بنا در نصیبین بدین شکل منهدم شده است.  بعد از عملیات های نسبتا موفق نیروهای امنیتی در جزیره استان شرناخ و همچنین در سور از استان دیاربکر؛ نیروهای امنیتی در نصیبین استان ماردین با مانع بسیار سنگینی روبه رو شده اند که پیشروی ها در این منطقه برای نیروهای ترکیه بسیار سخت شده و تلفات روز به روز در حال افزایش است. بر اساس اطلاعات به دست آمده از آنالیزهای واحدهای اطلاعاتی ترکیه، سوق الجیشی بودن منطقه، هم مرزی با مناطقی که در کنترل نیروهای کرد سوریه است و استراتژیک بودن استان ماردین، کار را برای تداوم عملیات نیروهای امنیتی در نصیبین سخت کرده است. بر اساس آماری که به دست آمده است هم اکنون بیش از 300 کادر کوه پ.ک.ک به همراه نزدیک به 700 الی 800 نیروی شبه نظامی یگان های مدافع شهروندی (YPS) در نصیبین هستند. همچنین وجود تک تیراندازهای پ.ک.ک (که بیشترین کشته های نیروهای امنیتی ترکیه به وسیله این تک تیراندازها بوده است) کار را برای پیشروی در این شهر بسیار دشوار کرده است.  تمام این موارد باعث شده است تا حکومت دست به تغییر در استراتژی های خود در نصیبین بزند. مرکز فرماندهی عملیات ها از فرمانداری استان ماردین گرفته شده و به یک مقام عالی رتبه ارتش واگذار شده است. همچنین بر اساس استراتژی جدید در نصیبین، واحدهای اطلاعاتی زیر نظر مستقیم فرماندهی عملیات ها خواهد بود و در هر عملیاتی که صورت می گیرد یک مقام عالی رتبه ارتش نیز حضور خواهد داشت.

[ بیست و سوم فروردین ۱۳۹۵ ] [ ] [ ماردین وزیری ]
صلاح الدین دمیرتاش، رئیس مشترک حزب دموکراتیک خلق ها در اظهاراتی با اشاره به مسئله لغو حق شهروندی حامیان پ.ک.ک گفت: این نوع اظهارات به مانند سیاست هایی است که دولت ها در زمان کودتای نظامی اتخاذ می کنند. مشابه این نوع اقدام در زمان آلمان فاشیستی به رهبری نازی ها و هیتلر صورت گرفته بود. لغو حق شهروندی مسئله ساده ای نیست که با اظهارات رئیس جمهور ترکیه عملی شود. این سرزمین وطن مشترک تمام کسانی است که در آن زندگی می کنند. همه باید این واقعیت را بپذیرند. ترکیه وطن یک نژاد و ملیت خاص نیست. کسانی که با نژادپرستی معتقد هستند هر کس مانند ما نباشد خائن به وطن است فقط باعث تکه تکه شدن این کشور خواهند شد. کسانی که ما را با لغو حق شهروندی تهدید می کنند، انسانیت خود را از دست داده اند. وی در ادامه اظهارات خود تصریح کرد: در آنکارا یک اقتدار سیاسی وجود دارد که وجدان و خرد خود را از دست داده است. خواستار تخریب کامل ساختمان ها در نصیبین و کشته شدن عده زیادی در این منطقه هستند. زمانی که این ذهنیت در کشور حاکم است ساکت ماندن کسانی که خواستار صلح هستند در این شرایط باعث بیشتر شدن خونریزی ها در کشور خواهد شد.
[ بیست و سوم فروردین ۱۳۹۵ ] [ ] [ ماردین وزیری ]
نیچروان بارزانی، نخست وزیر اقلیم کردستان عراق که به ترکیه سفر کرده است در اولین برنامه خود با احمد داوود اوغلو نخست وزیر ترکیه به مدت یک ساعت و بدون پوشش خبری و پشت درهای بسته در کاخ دلمه باغچه دیدار کرد.  در این دیدار که محتویات آن منتشر نشده است، بارزانی و داوود اوغلو ابتدا با حضور در مقابل کاخ دلمه باغچه دیدارهای مقدماتی را صورت داده و سپس پشت درهای بسته به مذاکره با یکدیگر پرداخته اند.
[ بیست و سوم فروردین ۱۳۹۵ ] [ ] [ ماردین وزیری ]

درباره وبلاگ

سلامتی روزی که من خاک پای همه باشم و همه پای خاک من...